تاریخ انتشار: شنبه ۱۷ بهمن ۹۴ ساعت ۱۲:۱۴
PrintFriendly and PDF

کارخانه کاشی حافظ شیراز در حال سقوط!

صنعت فارس طی سال‌های اخیر سیر نزولی را طی کرد و موج رکود و تعطیلی، دامنه‌ای گسترده یافته و دامنگیر بسیاری از صنایع شد.
سوء مدیریت در کاشی حافظ

 

سوء مدیریت در کاشی حافظ

قصه پرغصه کارخانه‌های دنا، آی‌تی‌ام‌سی، مخابرات راه دور، زیمنس و آزمایش و …. را قرار است بار دیگر برای یکی از صنایع فارس بازخوانی و تکرار کنیم. کارخانه‌ای که سال‌ها نقش‌های ماندگاری بر صنعت ایران حک کرد و با واگذاری آن، سرمایه‌گذاران اصفهانی خوب از عهده حک این نقش‌ها برآمدند تا رمق از صنعت دیگری از صنایع رقیب، بگیرند!

به اعتقاد بسیاری، کارخانه کاشی و سرامیک حافظ شیراز، از بزرگترین صنایع در عرصه این صنعت در کشور محسوب می‌شد، کارخانه‌ای که زمانی با هشت خط تولید فعال بود، روند سقوط و تعطیلی آن از سه سال قبل کلید خورد و حالا که با زحمت چرخ یکی دو خط آن در ساعت‌هایی از شبانه‌ روز می‌چرخد، ثانیه‌شمار مرگ آن پژواکی سنگین در گوش دلسوزان دارد.

تجمع ۴۰۰ نفری کارگران بیکار شدن کاشی حافظ، تنها بخشی از نمود اجتماعی یک رخ‌داد نامطلوب در عرصه فعالیت‌های اقتصادی فارس بود، تجمعی صنفی بدور از هرگونه سیاسی‌کاری و سیاسی بازی، تجمعی که بی‌هیچ نفعی برای تجمع‌کنندگان به پایان رسید. اگرچه شاید مسئولان استان فارس از طبقه ششم ساختمان استانداری، نگاهشان به تجمع کنندگان افتاده باشد، اما به سختی می‌توان مطمئن بود که صدای آنان ارتفاع این ساختمان را طی کرده باشد!

استاندار فارس در آخرین نشست خبری خود با خبرنگاران در پاسخ به سئوالی پیرامون وضعیت صنایع راکد مانده و رو به زوال یا تعطیل شده استان، بر تلاشی که طی ۶ ماه گذشته از حضورش در راس هرم مدیریتی فارس داشته و دارد، تاکید کرد.

سیدمحمدعلی افشانی که نگرانی‌اش از این روند را بروز می‌داد، از تشکیل کمیته‌ای برای بررسی مشکلات و انجام بخشی از این بررسی‌ها گفت و از اقداماتی که برای بازگرداندن جان به پیکر نحیف صنایع، در حال انجام و پیگیری است. البته افشانی تاکید داشت که اگر رمق از کالبد صنایع رفته است، علت را باید در مدیریت حاکم بر آن صنایع راکد یا تعطیل جست‌وجو کرد، جایی که اعضای هیئت مدیره، نه صنعتی هستند و نه متخصص مدیریت!

اگرچه این سئوال وجود دارد که آیا هیچ تقصیری متوجه سیستم واگذار کننده صنایع در روند خصوصی‌سازی شده است یا خیر؟ و اگر پاسخ مثبت است، چرا گزارشی در این خصوص به افکار عمومی داده نمی‌شود.

استاندار فارس البته در بخشی از پاسخ‌هایش، تحریم‌ها را یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار بر روند حاکم بر بخشی از صنایع دانست و تاکید داشت که وقتی تکنولوژی‌های روز جهان به صنعت وارد نمی‌شود و زمانی که محصولات تولیدی صنایع ما راهی به بازارهای جهانی نمی‌یابند، نباید انتظار روزهای پرفروغ و رونق را داشت.

علی همتی، رئیس سازمان صنعت معدن و تجارت فارس نیز در خصوص بروز مشکل در کارخانه حافظ شیراز گفت: طبیعی است که فرآیند ساخت و سازها در کشور و رکود حاکم بر بازار موجب بروز چنین مشکلاتی در برخی واحدهای تولیدی شود. با توجه به تمهیداتی که اندیشیده شده به زودی مشکل کارگران حل خواهد شد، چرا که ما خود را مدافع تمام قد آنها می‌دانیم.

وی با تاکید بر تلاش دولت، مجموعه اداره کار و صنعت و معدن در پرداخت مطالبات معوقه کارگران و پرسنل این کارخانه، خاطرنشان کرد: معتقدیم که در شرایط فعلی نباید هیچ‌گونه خللی به زندگی کارگران وارد شود. در حضور معاون استاندار فارس به مسئولین کارخانه توصیه اکید کرده‌ایم که هرچه سریعتر مشکل این کارخانه حل شود.

یکی از اعضای شورای کارگری کاشی و سرامیک حافظ در این خصوص گفت: در دو سال و نیم گذشته بیش از یکصد نیرو تعدیل شده است.

این نماینده کارگران، خواستار رسیدگی به وضع واقعی کارخانه در ایامی شد که برگ‌های آخر تقویم سال ۹۴ را برگ می‌زنیم و یکی از زحمت‌کش‌ترین اقشار جامعه، دستانشان خالی از نانی برای سفره‌هایشان است. اکنون که روند تولید در کارخانه حافظ رو به افول است و قریب به ۵۰۰ کارگر در معرض بیکاری قرار دارند و سه میلیون مترمربع کاشی در انبارها باقیمانده، باید فکری به حال کارگران بشود.

اکثر صاحب‌نظران اعتقاد دارند شیوه‌های به‌کار رفته در خصوصی‌سازی صنایع دولتی در شیراز و فارس، آغاز واگرایی و افول صنایع در این استان بود. حرکتی که نه‌تنها کمکی به رونق صنایع و بهبود شرایط اقتصادی بخش صنعت نکرد بلکه صنایعی پویا را به رکود و تعطیلی کشاند.

طی یک‌دهه گذشته، صنایع بزرگ استان فارس و شیراز، فروپاشید و کاشی و سرامیک حافظ، یکی از آخرین مهره‌های ستون فقرات صنعت این استان بود که آنهم شکست تا تعدادی دیگر به شمار بیکاران استان اضافه شوند و در آخرین روزهای سال ۹۴، نمودار اشتغال فارس را به چالش بکشند. مردان و زنانی که هرکدام نان‌آوران خانوارهای کوچک و بزرگی بودند، اکنون و در روزهای پایانی سال، دست‌های توانمند خود را خالی از توان برای برآورده کردن نیازهای روزمره خانواده‌هایشان می‌بینند.

نان‌آورانی که سال‌ها از عرق جبین و زور بازو تامین معاش کرده‌اند، حال شرمنده خانواده، دست‌نیازشان را به سوی دیگران گشوده‌اند، نه برای گدائی محبت و پول که برای طلب حق ضایع شده. اگرچه هنوز کسی نیست که دست آنان را بگیرد و فکری به‌حال سفره‌های خالی شده آنان داشته باشد.

دیدگاه ها

ثبت نظر

نام:

رایانامه:

متن:

تازه‌ترین اخبار