
به گزارش آژانس خبری شیراز «شیرازنا»، Humans of New York عنوان یک پروِه شخصی عکاسی است که توسط برندن استانتون پیگیری میشده است. اودر شبکههای مجازی بسیار شناخته شده است و قریب به نیم میلیون نفر عکسهای او را دنبال میکنند. چند روزی است که او به ایران آمده است و حالا او در شیراز است. عکسهای او از شیراز بسیاری از مردم جهان را متوجه ایران کرده است.
پروژه انسانی «استانتون» حالا مشوقی برای حرکتهای مشابهی در نقاط دیگر جهان مثل «کراچی»، «بیروت»، «فیلادلفیا»، «سیدنی»، «کپنهاگ»، «رم»، «پاریس»، «دوبلین»، «استانبول» و چندین شهر دیگر شده است و اما این روزها مهمترین خبر پیرامون «آدمهای نیویورک» برای کاربران ایرانی شبکههای اجتماعی ورود «برندون استانتون» به تهران و انتشار عکسهای او از تجربه سفرش به ایران است.

معلوم نیست که «برندون» چند روز دیگر در ایران بماند، کجاها برود یا چه سوژههایی نظرش را جلب کنند، اما برای آنهایی که همیشه نگران نگاه غریبهها به حیاط خلوت خانه پدری هستند، وبلاگ «آدمهای نیویورک» و صفحه فیسبوکش این روزها جذابترین و مهم ترین صفحات اینترنتی دنیا شدهاند.

یکی از کاربران شبکههای اجتماعی درباره او مینویسد:
«برندن استانتون»، یه عکاسِ شهریِ دوستداشتنی، کاردرست، خلاق، جوان، و معروفِ اهلِ نیویورکه، که تابستون دو سال پیش بعد از این که شغلش رو توی شیکاگو از دست داد تصمیم گرفت بیاد نیویورک و از آدمها توی فضاهای عمومیِ شهری – خیابون، پارک، مترو، کافه – عکس بگیره. هدفِ اول برندن این بود که بتونه نقشهی نیویورک رو با تصاویر آدمها از محلههای مختلف بازسازی کنه. اما کمکم با اتفاقهایی که حینِ عکس گرفتن میافتاد و گفتوگوهایی که بین خودش و سوژههاش رد و بدل میشد، تصمیم گرفت هدفِ اول رو کنار بگذاره و شخصیتِ جدیدی به کارهاش بده.

برندن توی این دو سال – یعنی تا همین هفتهی پیش – از بیشتر از پنجهزار نفر توی فضاهای عمومیِ شهر نیویورک عکس گرفته و به جز توضیحهای کوتاه اما خوندنی که زیر اکثر عکسهاش آورده، نزدیک به پنجاه داستانِ کوتاه از آدمهای داخل قابهاش نوشته. محبوبیت برندن توی این دو سال به اون جایی رسید که وقتی ماه پیش طوفان سندی زندگیِ خیلی از «آدمهای نیویورکی» رو مختل کرد، اون تونست توی ده روز بیشتر از سیصد و بیست هزار دلار برای کمک به آسیبدیدهها جمعآوری کنه. اسمِ صفحهی فیسبوک و توئیتر وبلاگ و تامبلرش که چند صد هزار نفر دنبالکننده داره هم همینه: «آدمهای نیویورکی.» [آدرس رو گذاشتم کامنتِ اول]

این مقدمه رو نوشتم که بگم برندن الآن یه هفتهست که از نیویورک غیبش زده، و نه گذاشته نه برداشته پا شده یه سره رفته ایران! توی چند روز گذشته تهران بوده، دیروز رسیده شیراز، و داره کار همیشگیش رو اونجا ادامه میده: از مردم توی فضاهای عمومیِ شهری عکس میگیره، و توضیحهای کوتاه، گیرا و بعضن عمیقی از سوژههاش میذاره پای عکسها.

مقابله با جنگ نرم غرب به کمک سربازان آمریکایی
نشان دادن ایران واقعی از طریق گسترش گردشگری
فارغ از درآمدهای مستقیم مالی، یکی از عواید گردشگری برای کشوری مثل ایران، شکسته شدن هیمنه رسانههای غربی است که با ساختن کلیشههایی از ایران سعی میکنند آن را با تصویری مشوش و نادرست به دیگران بشناسانند. این یکی از چیزهایی است که دنیای امروز با نام دیپلماس گردشگری از آن یاد میکند.

سایت پندار در این باره نوشته است:
از شب گذشته تصویر پس زمینه صفحه «آدمهای نیویورک» به تصویر نقشهای از ایران و نوشتهای با رسم الخط فارسی و عنوان «آدمهای نیویورک در ایران» تبدیل شده و تابحال پنج عکس از تجربههای سفر جهانگرد نیویورکی به تهران منتشر شده است که صدها بار توسط کاربران به اشتراک گذاشته شدهاند و بحثهای جالبی هم در این صفحه در گرفته است.
مثل همه سفرنامههای تصویری که این سالها از ایران منتشر شده، نظرات کاربران این صفحه حاوی ابراز تعجبها، علاقمندی ها، انتقادها و ذکر خاطراتی از ایران است و کاربران ایرانی هم طبق معمول سعی می کنند که به زعم خود «ایران واقعی» را بیشتر به بقیه بشناسانند.


«میخواهم نقشه شهرها را با آدمهایش بسازم»
روزنامه بهار مینویسد:
عکاس مشهور نیویورکی اینروزها در کوچه پسکوچههای شهر شیراز چرخ میزند و پروژه عکاسی در فضاهای عمومیاش را در ایران پی میگیرد. برندون استاتون عکاس مشهور فضاهای عمومی نیویورکی یکدفعه سر از ایران درآورده است. او جزو معدود عکاسانی است که قبل از دریافت جایزههای بینالمللی به شهرت رسیده است، آنهم با پروژه عکاسی که از سال ۲۰۱۰ در کوچه و خیابانهای نیویورک شروع کرد و حالا بعد از گذر از استانبول به ایران آمده است. او در وبسایت شخصیاش نوشته است: «میخواهم نقشه شهرها را با آدمهایش بسازم.»
او در تازهترین پروژه خود با عنوان «آدمهای نیویورکی در ایران» اینبار نقشه شهرهای تهران و شیراز را با آدمهایش ترسیم میکند و با گفتوگوهایی که میان او و سوژه ردوبدل میشوند فضاها را بازسازی میکند.

فقط اوباما میتواند من ار از زندان بیرون بیاورد!
یکی از پربازدیدکنندهترین این عکسها تصویر دو پلیس جوان است که در قاب او لبخند میزنند. استاتون برای این عکس نوشته: «کار عکاسیام تمام شده بود و داشتم سوار تاکسی میشدم که پلیسی با صورتی جدی جلو آمد. با خودم گفتم: خدایا فقط کاش اوباما بتواند من را از زندان بیرون بیاورد. به راهنمایی که همراهم بود گفتم پلیسها چه میگویند. با خنده گفت میخواهند ازشان عکس بگیری.»

گشتی در بازار وکیل؛ خانواده مهاجر افغانی در قاب تصویر
برندون از خانواده مهاجر افغانستانی که در شیراز زندگی میکنند عکاسی کرده و با شاگرد قالیفروشی در بازار بشقابی را که تنها پلو بوده و بس برای ناهار شریک شده است. او سراغ قالیهای رنگارنگی رفته که در کوچه و بازار به چشمش خوردهاند و بعد هم راهی موزه فرش شده است؛




سفرنامهای تصویری که گوشه و کنار ایران را جدای از آنچه دوربینهای خبری نشان میدهند به تصویر گذاشته است. مجلههای روی کیوسکهای مطبوعاتی هم از چشم دوربین او پنهان نماندهاند. برندون با مردم شوخی میکند و شوخیهایش را در عکسهایش مشهود میکند. درباره پسربچهای که در آغوش مادرش حین خرید خوابیده نوشته است: «خب مردها هیچوقت خرید دوست ندارند.»

برندون تا چند روز دیگر در شیراز میماند و احتمالا پس از آن برای ساختن نقشه شهری دیگر با آدمهایش راهی سفر میشود.