تاریخ انتشار: چهارشنبه ۰۱ آذر ۹۱ ساعت ۱۰:۵۸
PrintFriendly and PDF

برای ما شیرازی‌ها همیشه مرغ همسایه غاز است!

اکبر صحرایی

بنده امیدی ندارم مظلومیت هنر و هنرمند در فارس برطرف شود.

به گزارش آژانس خبری شیراز «شیرازنا» در ششمین روز از برگزاری نمایشگاه کتاب در غرفه‌ی شیرازنا میزبان «اکبر صحرایی» یکی از نویسندگان موفق کشورمان بودیم. اکبر صحرایی متولد شیراز است و تاکنون ۱۷ اثر تألیف کرده که پنج عنوان آن‌ها رمان است و جایزه‌هایی متعددی را در جشنواره‌های مختلف از جمله ادبیات انقلاب و دفاع مقدس از آن خود کرده است. گفته می‌شد رمان حافظ هفت اثر اکبر صجرایی که ویژه‌ی سفر رهبر معظم انقلاب به فارس است برنده‌ی جایزه‌ی ادبی جلال آل احمد نیز شده است و این موضوع در بسیاری از رسانه‌های انعکاس یافت اما به هرحال برگزیده شدن حافظ هفت در جایزه ادبی جلال تکذیب شد.

آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگوی ما با اکبر صحرایی است که به موضوعات مختلفی از جمله جایزه ادبی جلال و رمان حافظ هفت اشاره و از مسئولان فارس به دلیل بی‌توجهی به نویسندگان و هنرمندان این استان به شدت گلایه کرد:

اکبر صحرایی

شیرازنا: احتمال می‌دادید رمان جافظ هفت در پنجمین جایزه ادبی جلال آل احمد برگزیده شود؟

صحرایی: من خدمت شما اول یک تصحیح انجام بدهم -چون اتفاقاً روزنامه خبر جنوب هم تیتر کرده بود-  امسال کلاً این جشنواره، جایزه‌ی بر‌تر نداشت. چهار رشته به کل هیچ برگزیده‌ای نداشت اما فقط دو رشته تقدیریه داشت که یکی همین رمان حافظ هفت و یکی هم خاطرات نورالدین پسر ایران. بنابراین درست نیست بگویند برگزیده.

اگر اثری برگزیده شود به آن ۱۱۰ سکه تعلق می‌گیرد ولی اگر تقدیر شود می‌شود ۲۵سکه.

حافظ هفت تنها اثری بوده در حوزه ادبیات داستانی پنجمین دوره جلال آل احمد انتخاب شده است ولی در خبرهای دیروز اعلام شده بود ظاهراً این اثر برگزیده شده و  ۱۱۰ سکه به آن تعلق گرفته می‌شود و روزنامه‌ها هم تیتر کردند که اتفاقاً امروز [سه‌شنبه] خبرگزاری خانه کتاب یک اصلاحیه داده است!

به کتاب «حافظ هفت» ایمان داریم
در «حافظ هفت» تخیل و مستندات خوب جوش خورده‌اند

اما در مورد سؤال شما که فرمودید چقدر به این اثر ایمان داشتید که در جایزه ادبی جلال برگزیده شود باید بگویم خب قطعاً هر نویسنده‌ای که یک کتاب می‌نویسد به آن ایمان دارد و من هم به این کتاب ایمان داشتم به خصوص که یک نوع نوآوری در زمینه‌ی حوزه رمان ادبیات و حتی ادبیات معاصر بود؛ چرا چون شما کمتر می‌بینید و شاید اصلاً نبینید که یک شخص بیاید از مستندات تاریخی و روز یک شخصیت مهم کشوری استفاده کند و رمان بنویسد آن هم داستانی که حوادث داشته باشد. خب این اتفاق داخل حافظ هفت می‌افتد و این پیوند بین مستندات و تخیل ایجاد شده است که به قول شیرازی‌ها جوش خورده می‌شود.

«حافظ هفت» از لحاظ محتوا و فرم حرف جدیدی دارد
گزینش کتاب همیشه از مرحله پایانی در جشنواره‌ها سخت‌تر است

تبدیل مستندات به رمان یک اتفاق نویی بود و همین کار را سخت می‌کند؛ چون از یک طرف مجبور هستی به مستندات وفادار باشی و از یک طرف باید به رمان و تخیل ذهن بپردازی. یعنی جمع بین تخیل و ذهن و مستندات که می‌تواند یک مقدار سخت و بعضی وقت‌ها ناممکن باشد، به همین دلیل بنده روی بند بودم و همین اتفاق هم افتاد که بعضی‌ها می‌گفتند حافظ هفت در بخش رمان باشد و بعضی‌ها می‌گفتند در بخش خاطره و همین سبب شد که باز بماند.

در [پنجمین دوره جایزه ادبی] جلال هم همین اتفاق داشت می‌افتاد ولی بحمدالله متوجه شدند و بالاخره رفت در فضای رُمان جای گرفت.

همانطور که می‌دانید مرحله‌ی اول گزینش جوایز همیشه خیلی سخت‌تر از مرحله پایانی است چرا که در مرحله‌ی اول خیلی از کتاب‌ها دیده نمی‌شوند، داور‌ها هم هیچ وقت ۱۶۰۰ رمان نمی‌خوانند و نگاه روی اسم نویسنده و صفحه هست که معمولاً مشهور‌ترین و حرفه‌ای‌ترین را انتخاب می‌کنند.

ممکن بود این کار دیده نشود هرچند که این اثر پانزدهم ما در حوزه تألیف هست؛ بنابراین بنده امیدوار بودم چون این کار از نظر فرم حرف جدیدی داشت، از نظر محتوا هم به همچنین.

ناشر «حافظ هفت» به این کتاب کم لطفی کرد
تبلیغات بر روی این کتاب یک صدم بقیه کتاب‌ها هم نبود

یک مفهومی در فلسفه به کار می‌رود به نام قضاوت که معمولاً مشکل همه‌ی ما ایرانیان است که در مورد هم قضاوت می‌کنیم بعد می‌بینیم اشتباه است، فلسفه اعتقادی داخل این رمان گره می‌خورد و‌‌ همان اتفاقات می‌افتد!

در مجموع من امید داشتم که حافظ هفت جای خود را نشان دهد هر چند که ناشر کم لطفی کرد و شاید یک صدم بقیه کتاب‌ها روی این کتاب تبلیغ نکرد!

در شیراز دچار فقر اطلاعاتی هستیم
برای ما شیرازی‌ها همیشه مرغ همسایه غاز است!

متأسفانه در شیراز -که بخش شما را هم مهم می‌کند- وضعیت‌مان به شدت دچار فقر اطلاع رسانی است به خصوص روی داشته‌های خودمان و شهر شیراز و استان فارس. به عنوان مثال عرض می‌کنم از دیروز تاحالا صد خبرگزاری، روزنامه، مطبوعات و … از تهران و اکثر جاهای ایران غیر از شیراز به بنده زنگ زدند و در این مورد سؤال کردند اما شیراز هم می‌رود خبر از جای دیگر کسب می‌کند خبرهای دست دو و سه اما حاضر نیستند یک زنگ بزنند خبر ناب و دسته اول بگیرند! این خصوصیت ما شیرازی‌هاست که همیشه می‌گوییم مرغ همسایه غاز است و خود باوری نداریم!

هیچ مسئول استانی در کتاب «حافظ هفت» دخیل نیست
اگر همین دو سه خبر نبود همه فک می‌کردند «حافظ هفت» متعلق به تهران است!

در کتاب هم همین اتفاق افتاده که هیچ مسئول استانی حتی کسانی که به نحوی در ارتباط با این سفر بودند مثل استانداری و ارشاد هم در این کتاب دخیل نبوده است.

من مخالف این هستم که کتاب بخرند به رایگان در اختیار مردم قرار دهند من می‌گویم معرفی کنند. فکر کنم اگر همین دو سه خبر هم نبود همه فکر می‌کردند که این کتاب هم مثل بقیه کتاب‌ها تعلق به تهران دارد!

امیدوارم شیرازنا خلاء اطلاعاتی در حوزه نویسندگان، هنرمندان و شعرای شیراز را پر کند
بنده تاکنون نویسنده‌ی کشوری شده‌ام ولی هنوز استانی نشده‌ام!

بنده به شما تبریک عرض می‌کنم انشاالله که شما بتوانید این خلأ اطلاعاتی را به خصوص در حوزه نویسنده و هنرمندان و شعرای شیراز پر کنید که بتوانید شما خبر‌ها را به همه خبرگزاری‌های استانی بفرستید.

بنده تاکنون نویسنده‌ی کشوری شده‌ام ولی هنوز استانی نشده‌ام که این فقر اطلاعاتی استان ما را می‌رساند! همین فقر اطلاعاتی در دنیا باعث کودتا شد و شما در حوادث جهانی می‌بینید که باطل را جای حق جلوه می‌دهند و این هم وضع جامعه کنونی جهان و به اصطلاح امروزی جنگ نرم علیه کشورهای بر مدار حق است.

اکبر صحرایی

شیرازنا: کتاب‌هایی که قبلاً در مورد سفرهای رهبری منتشر شده است سعی کردند مستند‌ترین حرف‌ها را بزنند فکر می‌کنید چقدر استفاده از تخیل می‌تواند برای معرفی یک شخصیت تاریخی موثر باشد؟

صحرایی: من فکر می‌کنم ادبیات و هنر که تخیل حساب می‌شود در قلب واقعیات جای دارند چنانکه ما در فیلم این اتفاق را می‌بینیم که بر علیه اعتقادات ما فیلم ۳۰۰ را می‌سازند و تاریخ ایران را تحریف می‌کنند، ادبیات نقشش یک نقش اساسی و ماندگار است ما مجبوریم برای اینکه یک واقعه تاریخی را جاودانه کنیم این را تبدیل کنیم به ادبیات مثل شعر حافظ یا در داستان مصور مثل شاهنامه.

اگر بخواهیم حوادث تاریخ کنونی و دفاع مقدس ماندگار باشد باید آنها را شفاهی کنیم
نگارش کتاب زندگانی امام صادق (ع) را شروع کرده‌ام

ما اگر بخواهیم حوادث تاریخ کنونی و دفاع مقدس ماندگار باشد باید آنها را شفاهی کنیم؛ مثلاً در حوادث عاشورا کتاب آنچنانی -مثلاً ادبیات داستانی عاشورا، رمان عاشورا و … – نداریم که واقعه‌ی عاشورا را در ذهن زنده کند الا همین هنرهای نمایشی و شفاهی که از تعزیه باقی مانده است؛ ما نمی‌توانیم تعزیه را از عاشورا جدا کنیم چون که ما کتاب آنچنانی نداریم.

نه فقط عاشورا ما حتی رمان زندگی پیامبر و اهل بیت(ع) را هم ننوشته‌ایم؛ بنده خودم کتاب زندگانی امام صادق (ع) را شروع کرده‌ام ولی این ادبیات محض نیست اما حافظ هفت ادبیات محض هست.

ما برای اینکه بتوانیم برای نسل حامی الگو‌پردازی کنیم و در آینده بتوانیم یک واقعه‌ی فرهنگی تاریخی را انتقال دهیم ناچار هستیم به ادبیات تکیه کنیم و برای این کار لازم است حوادث ناب -که ما هم زیاد داریم- به ادبیات داستانی و رمان تبدیل شود و بعد هم به فیلم و سریال یعنی تبدیل به هنر هم شود. من فکر می‌کنم این اتفاق سخت‌تر از تاریخ شفاهی و تاریخ نگاری است؛ چون در کار ما تخیل می‌آید اما ابزار و عناصر داستانی داریم که بسیار کاربرد دارد.

شما ممکن است یک کار تاریخی را چند صفحه آن را یکبار بخوانید و مابقی را مستمر بخوانید ولی رمان را یک دفعه می‌بینید یک دانش آموز به دست گرفته و تا تمام نکند‌‌ رها نمی‌کند، چرا؟! چون عناصر داستانی و شخصیت‌پردازی دارد.

حتی رهبری هم فرمودند که ما هنوز رمان دفاع مقدس نداریم به دلیل اینکه این امر تحقق پیدا نکرده و من فکر نمی‌کنم به غیر از تاریخ طبری، کتاب دیگری داشته باشیم.

اکبر صحرایی

شیرازنا: شما در کتاب حافظ هفت یک شخصیت مسیحی را هم در جریان کتاب قرار داده‌اید آیا برای این بود که می‌خواستید کتاب جهانی شود و برای غیر ایرانی‌ها هم قابل استفاده باشد یا یک اتفاق عادی بود؟

صحرایی: اتفاقاً از عمد انتخاب شد: اول اینکه در جنگ تحمیلی -در داخل کتاب نیز اشاره شده است- که مسیحیان هم شهید و هم جانباز داشتند دومین دلیل اینکه در تهران منطقه‌ی بزرگی به ارامنه اختصاص دارد و سوم هم ینکه نزدیک‌ترین دین به اسلام، مسیحیت است و اعتقاد ما براین است که مسیح در کنار امام زمان (عج) ظهور می‌کند و این‌ها در جنگ همراه ما بودند. لذا به دلیل قرابت و نزدیکی فکر کردم که کتاب همه گیر شود و بیشتر مورد استقبال قرار گیرد.

اکبر صحرایی

شیرازنا: ثبت یک سری وقایع تاریخی مثلاً دفاع مقدس چقدر مهم است؟ نگاه کنید ما کم کم یک سری از آدم‌ها را که جبهه و جنگ را دیده‌اند داریم از دست می‌دهیم یا اینکه بعضی از این مطالب به فراموشی سپرده می‌شود! در نسل کنونی که جبهه و جنگ ندیده‌اند چه اتفاقی باید بیفتد که این مطالب ماندگار شود؟

صحرایی: اتفاقاً این تکمیل‌‌ همان صحبت قبل است؛ همان طور که قبلاً هم گفتم ما باید این آثار را تبدیل به هنر کنیم.

مسئولان فارس اصلاً پیگیر نیستند!
سرقفلی کتاب «تپه جاوید» را مشهدی‌ها خریدند!

مثلاً کتاب «تپه جاوید» را زمانی که می‌نوشتم خیلی‌ها می‌گفتند که این اثر تخیلی است اما اینجور نیست و همه‌ی آن واقعیت است و استقبال زیادی هم می‌شود؛ اگر شما این کتاب را بخوانید دیگر مرتضی جاویدی را فراموش نمی‌کنید این کتاب حتی یک جایزه هم از آن خود کرده است. خب همین کتاب تبدیل به فیلم شود!

ولی متأسفانه به دلایلی مسئولان استان فارس پیگیر نیستند و همکاری نمی‌کنند لذا مشهد سرقفلی این کتاب را خریده و انتشار می‌دهد ولی کمترین تکان از لحاظ ادبی، مسابقه و … را من در شیراز ندیده‌ام!

شیرازنا: مظلومیت هنر و هنرمند را چگونه در استان فارس می‌توان برطرف کرد؟

صحرایی: بنده که امیدی ندارم! چون تمام شیراز و مسئولین آن را می‌شناسم.

در همین نمایشگاه کتاب هم از نویسندگان استان دعوت نمی‌شود!
من خودم را هم به نمایشگاه دفاع مقدس دعوت نکردند!

ببینید یک مثال برای شما می‌زنم: همین نمایشگاه کتاب -حالا این را به عنوان تیتر بزنید اگر امکان دارد- که یک فرصت استانی هست، کدام غرفه را می‌بینید که از نویسنده و هنرمند استانی دعوت کرده باشد که در این نمایشگاه حضور پیدا کنند؟!

از بنده‌ای که حالا مثلاً تراز اول هستم تا آن نویسنده درجه پایین‌تر که فکر کنم اصلا کسی هم نمی‌شناسد، صد نویسنده و شاعر داریم یک نفر هم از آن‌ها در نمایشگاه دخیل نیستند. حتی در نمایشگاه دفاع مقدس که هفته‌های پیش برگزار شد از خود من دعوت نشده بود با اینکه خانه من نزدیک به آنجا بود!

حالا اینجا را مقایسه کنید با نمایشگاه در تهران، مشهد، اصفهان، قم؛ اصلاً اینجا مثل این شهر‌ها نیست! اولین کار باید این باشد که حضور نویسنده‌های شیرازی را در رأس بدانند حالا هر خط و خطوطی هم که داشته باشند، ادبیات خط و خطوط ندارد.

الان چند دوره است که نویسنده‌ی فارسی، انتشاراتی فارسی و ادبیاتی استان حضور پررنگ ندارند، تیتر هم می‌شود ولی به کسی برنمی‌خورد! سه چهار دوره همین روال دارد ادامه پیدا می‌کند اما تغییری احساس نمی‌شود.

اکبر صحرایی

شیرازنا: اگر بخواهید ایده‌ای به ما رسانه‌ای‌ها برای بهبود کار در استان بدهید چه می‌گویید؟

صحرایی: همین مصاحبه‌ای که بنده با شما کردم نه فقط مشکل من بلکه مشکل همه‌ی نویسنده‌ها و طیف ناشران استان و حوزه‌های دیگر هنر است. این مصاحبه را بشکافید نه اینکه همه را یک جا عرضه کنید بلکه شفاف و کوتاه که حوصله خواننده هم سر نرود و طوری باشد که مسئولین هم بخوانند یا اصلا برای آن‌ها هم ارسال شود. بالاخره از شما بیشتر از آنکه نقاط ضعف و قوت را نشر دهید انتظاری نمی‌رود.

وظیفه شما رسانه‌ها انعکاس دغدغه‌های فعالان هنری استان است
هیچ مسئولی نیامد بگوید آقای صحرایی! چرا سه روز دنبال بلیط هواپیما هستی؟!

همین که انتشار پیدا می‌کند مثلاً صحرایی فردا می‌خواهد برود تهران آیا کسی آمده خبری از من بگیرد یا مثلاً بگوید بلیط هواپیما گیر آوردی؟!

سوال می‌کنم آقایی که ذوق زده شده‌ای و نشر می‌دهی که صحرایی ۱۱۰ سکه برده و عکسش هم زدی و استفاده‌ی تبلیغاتی هم می‌کنی که البته مقصر نیست کارش همین است ولی یک مسئول آمده بگوید که آقای صحرایی چرا سه روز دنبال بلیط هواپیما هستی و با چندین نفر برای یک بلیط تماس گرفتی؟!

یعنی مسئولین نمی‌توانند همین گرفتن بلیط برای فعالان استان هم راحت کنند که مشکل همه اصحاب هنر و ادبیات هست لذا نقش شما انعکاس همین مسایل و دغدغه‌های فکری این قشر است و ذوق، خلاقیت و هنر شما می‌تواند این مسایل را بهتر جلوه دهد.

 

دیدگاه ها
  1. ح   آذر ۲, ۱۳۹۱  
    Thumb up
    0
     Thumb down
    0

    آین حرفش رو باید با طلا نوشت! البته یکی از مقصران اصلی همین رسانه های فارس هستند که با ندیدن داشته ها و سیاه نمایی بیش از حد, در حال پاک کردن اعتماد به نفس مردم هستند.

ثبت نظر

نام:

رایانامه:

متن:

تازه‌ترین اخبار