تاریخ انتشار: شنبه ۱۱ شهریور ۹۱ ساعت ۱۱:۵۶
PrintFriendly and PDF

خدا می‌داند برای شهردار شدن با احدی لابی و رایزنی نکردم

مهران اعتمادی

از بین ۱۱ نفر عضو شورا، ۸ رأی موافق داشتم

بالاخره با واسطه و پیگری‌های متعدد، شهردار سابق شیراز حاضر به گفت و گو با ما شد؛ مدت زمان مصاحبه هم حداکثر یکساعت تعیین شد.

مهران اعتمادی که حدود سه سال و نیم مسئولیت شهرداری شیراز را برعهده داشت اکنون مدیرعامل یک شرکت ساختمانی شده است که به گفته‌ی خودش گردش مالی آن به هیچ‌عنوان قابل مقایسه با شهرداری شیراز نیست و از لحاظ میزان سرمایه جزء ده شرکت برترسرمایه‌گذاری در کشور محسوب می‌شود.

اعتمادی سه شنبه ۲ شهریورماه در دفتر کارش در یکی از خیابان‌های شمالی تهران پذیرای ما بود که حاصل آن برخلاف قول و قرارهای اولیه یک مصاحبه‌ی صریح و خواندنی دو و نیم ساعته شد؛ هرچند شهردار سابق شیراز در بخش‌های از مصاحبه درخواست کرد دستگاه ضبط صدا را خاموش کنیم تا ناگفته‌هایی را برایمان بگوید و این را هم در ادامه بگوید که راضی نیستم حتی این مسائل را هم به خانواده‌هایتان بگویید اما مهران اعتمادی حرف‌های ناگفته‌ی دیگری هم داشت که در ادامه مصاحبه اختصاصی آژانس خبری شیراز «شیرازنا» را با وی می‌خوانید …

شیرازنا: مقداری درباره‌ی خودتان و سابقه‌ی فعالیت‌تان قبل از شهرداری شیراز بفرمایید.

من متولد ۴۵ هستم، سال ۶۵ در کنکور شرکت کردم و همان سال نیز در دانشگاه شیراز قبول شدم ولی به دلیل حضور در جبهه، چند ترمی را مرخصی گرفتم و تا ترم دوم سال ۶۶ به دانشگاه نرفتم به طوری که یک ترم را در آخر جنگ خواندم.

۵۰ ماه به عنوان بسیجی در جبهه‌ حضور داشتم

شش ماه بعد از شروع جنگ به جبهه رفتم؛ به صورت منقطع جمعاً ۵۰ ماه در واحدهای مختلف مثل تیب امام حسن(ع)، غرب و … به عنوان بسیجی در جبهه‌ها در نقش یک فرمانده کوچولو بودیم!

با وجود آنکه دانشجو بودم با فرمان امام (ره) برای بازسازی به آبادان رفتم

بعد از پذیرش قطعنامه شش- هفت ترمی را در دانشگاه درس خوانده بودم که امام (ره) فرمودند بازسازی آبادان را مثل جنگ بدانید و این باعث شد با وجود آنکه دانشجو بودم به جهاد خودکفایی سپاه در آبادان رفتم و در بازسازی آبادان شرکت کردم. دو سه سالی در آبادان مشغول بودم و در این مدت ۳۰۰-۴۰۰ واحد ساختمانی و چند مدرسه و .. را بازسازی کردم.

بعد از سردار نجفی و غیب‌پرور مدیرعامل موسسه فجر شدم

همزمان با بازسازی در آبادان در پروژه های عمرانی و صنعتی جهاد خودکفایی در شیراز نیز کار می‌کردم. در سال ۷۲ از جهاد خودکفایی جدا شدم و مدیرعامل موسسه فجر شدم -قبل از من سردار نجفی و سردار غیب پرور مدیرعامل‌های موسسه فجر بودند که همزمان فرمانده لشکر هم بودند- تا سال ۷۶ مدیرعامل موسسه فجر بودم.

با وجود آنکه در هیچ لیست سیاسی نبودم در انتخابات شورای اول رأی آوردم

سال ۷۷ برای انتخابات شوراها کاندیدا شدم و توانستم به شورا راه پیدا کنم. من در آن انتخابات اصلاً جز هیچکدام از لیست‌های جناح‌های سیاسی نبودم و تنها شهرداران ادواری شیراز و جامعه مهندسان از من حمایت کردند.

چون آن سال‌ها بحث دوم خردادی‌ها داغ بود در آن انتخابات از لیست ۱۱ نفره‌ی آنان، ۸ نفرشان یکسره رأی آورند و تنها من و آقای زیبایی‌نژاد و خانم ذاکری‌نیا در آن لیست نبودیم که من و خانم ذاکری‌نیا مستقل شرکت کرده بودیم و آقای زیبایی‌نژاد هم از طرف جناج راست – هرچند در آن موقع جناح راست هم جایگاهی نداشت که بخواهد لیست بدهد- حمایت شده بود.

در اوایل شورای اول کسی من را به حساب نمی‌آورد!

وارد شورا که شدیم چون من جزء تیم دوم خردادی‌ها نبودم و از لحاظ سنی -با آقای دکتر یوسفیان- کمترین سن را داشتم کسی من را به حساب نمی‌آورد!

وقتی اعضای شورا فهمیدند اطلاعاتی دارم من را به جمع خودشان راه دادند!

مدتی که گذشت و اعضای شورا فهمیدند که من هم اطلاعاتی دارم من را به جمع خودشان راه دادند؛ درحالی که در ابتدا عضو هئیت رئیسه نبودم با ریاست آقای اوجی بر شورا من را هم – همزمان که رئیس کمسیون عمران و حمل و نقل شورا بودم- نائب رئیس شورا انتخاب کردند.

یک سال و نیم در شورای اول دچار خلاء خدمتی شدم!

از آنجایی که سال ۷۸ اولین دوره شورا بود آقای اوجی از لحاظ مالی خیلی سختگیری می‌کرد و با وجودی که من تمام وقت در شورا بودم بیمه من را رد نمی‌کردند و دچار یک ساله و نیم خلاء خدمتی شدم که هنوز هم ادامه دارد!

پروژه‌های زیادی را قبل از شهرداری مدیریت کردم

فکر می‌کنم بعد از شورای اول تا زمانی که شهردار شیراز شدم حدود ۳۵ پروژه را مدیریت کردم – همزمان تا ده پروژه هم داشتم- مدیر پروژه تمام کمربندی‌های شیراز بودم، یک مقطعی را در پروژه سد کرخه بودم البته نه به صورت مدیر پروژه، مدیر پروژه سدهای تنگاب و چشمه عاشق نیز بودم، چند پروژه نیز در کازرون و نورآباد مدیریت کردم.

در این مدت مشخصاً پروژه‌های راه‌سازی و سدسازی زیادی را انجام دادم و البته تعدادی هم پروژه‌ی شهری از جمله شبکه فاضلاب شیراز – فک می‌کنم ۵۰ کیلومتر را من کار کردم- یکی دو تا فرودگاه را هم کار کردم از جمله فرودگاه یاسوج و فرودگاه لار و مقداری هم راه آهن.

البته بعد از شورا دوباره رفتم ۶-۵ تا پروژه در آبادان، اروند، خرمشهر، شلمچه و … –همان جاهایی که خاطرات دوران جنگ داشتم– نیز انجام دادم. از سال ۶۹ تا ۷۲ و از سال ۸۱ تا روزی که شهردار شیراز شدم هفته‌ای یک روز –یا دو روز– را در خوزستان و مشخصاً در همان سه منطقه خرمشهر و آبادان و شلمچه پروژهای شبکه‌های آبیاری و راه دسترسی و سد -که متعلق به وزارت دفاع بود- انجام می‌دادم.

با وجود چاپ پوسترهای تبلیغاتی از دور دوم شوراها انصراف دادم

شورای اول که تمام شد، برای شورای دوم هم ثبت نام کردم و تأیید صلاحیت نیز شدم و حتی پوسترهای تبلیغاتی‌ام را نیز چاپ کردم ولی به خاطر کسالت شدید مادرم انصراف دادم و از آنجایی که پدرم هم درگیر کارهای من بود تصمیم گرفتم به خدمت مادرم مشغول شوم و مادرم را به منزل خودم آوردم و تا آخرین روز حیاتشان در منزل ما بودند.

دو سه روز تلفن همراهم را خاموش کردم و از شیراز متواری شدم!

شهردار، اعضای شورای شهر، فرماندار، استاندار، آقای زحمتکش – که آن موقع مدیرکل شهری و روستایی استانداری بودند – و … با اینکه از لحاظ سیاسی با من متفاوت بودند -حداقل همراه نبودند- دنبال من بودند و من دو سه روز تلفن همراهم را خاموش کرده بودم و از منزل‌مان متواری شدم و رفته بودم شهرستان تا اینکه شیراز نباشم! کاملاً به یاد دارم که همین آقای زحمت کش – دور از بحث های سیاسی – خیلی اصرار داشتند که من انصراف ندهم و می‌گفتند شما آدم واجد شرایط و باصلاحیتی برای ورود به شورای دوم هستید و عملکرد شما در شورای اول قابل قبول است!

اگرچه آنها چند روزی انصراف من را ثبت نکرده بودند ولی بهرحال با وجود همه اصرارهایشان از حضور در انتخابات شورای دوم انصراف دادم و رفتم دنبال همان کارهای راه‌سازی و سد سازی و شبکه‌های آب و فاضلاب و … .

از سال ۷۲ هر شهرداری در شیراز بود از من مشاوره می‌گرفت!

بنده از سال ۷۲ کاملاً با شهرداری ارتباط داشتم و از آن سال در اموری همچون حمل و نقل، راه سازی، بلیط اتوبوس و … به شهرداران وقت مشاوره می‌دادم. از دوران مهندس قهرمانی تا موقعی که خودم شهردار شدم هر شهرداری که می‌آمد از من به عنوان مشاور کمک می‌گرفت و هیچوقت هم پولی به ما نمی‌دادند!

در زمان آقای رجبی اولین بار پیشنهاد شهردار شدن به من دادند

قبل از شوراها و زمانی که آقای مهندس رجبی به عنوان شهردار شیراز انتخاب شدند و آقای صحراییان استاندار فارس بودند برای اولین بار به بنده پیشنهاد دادند که بیایم و شهردار شیراز شوم که نپذیرفتم.

اواسط شورای دوم نیز برای بار دوم به من پیشنهاد شهرداری دادند

اواسط شورای دوم هم قرار بود شهردار عوض شود باز به بنده پیشنهاد شهرداری شیراز را دادند که چون زمان کافی برای شهردار شدن نبود نپذیرفتم. همین آقای مهندس قادری -که خودشان شهردار شدن- در آن مقطع به بنده پیشنهاد دادند یا همین آقای عرب! خیلی جالب است که همین آقای عرب اصرار داشتند لااقل من معاون آقای قادری شوم؛ معاون فنی یا معاون حمل و نقل. البته آقای قادری هم شاید تا یکی دو ماه هنوز برای برخی معاونان‌شان تصمیم نگرفته‌ بودند و منتظر نظر من بودند و واسطه هم آقای عرب بود!

البته دوران آقای مهندس رجا هم سه معاونت به من پیشنهاد دادند و گفتند هرکدام را قبول کنی اول شما را می‌گذارم که من نپذیرفتم. می‌خواهم بگویم من یک آدم بیگانه با شهرداری نبودم و بارها مسئولیت‌های مختلف به من پیشنهاد شده بود.

فرایند نسبتاً مناسبی برای انتخاب شهردار در شورای سوم پیش‌بینی شده بود

در شورای سوم فرایند نسبتاً مناسبی برای انتخاب شهردار پیش‌بینی شده بود و هر عضو شورا ۱۰ نفر را اولویت بندی کرده بودند، بعد که لیست‌ها می‌تکید به ۵ نفر، بعد ۳ نفر بعد ۲ و بعد یک نفر می‌رسید. نهایتاً در مجموع که کل شورا به ۵-۶ نفر رسیدند – حالا دقیق یادم نیست – از کاندیدای شهرداری برنامه خواستند.

خدا می‌داند برای شهردار شدن با احدی لابی و رایزنی نکردم

واقعاً خدا می‌داند من برای شهردار شدن به سراغ کسی نرفتم و با احدی هم لابی و رایزنی نکردم فقط خود اعضای شورا فراخوان دادند و با من صحبت کردند.

در نهایت اعضای شورا به آقای قادری، آقای زحمت کش، آقای رجبی، آقای دیهمی -مسکن و شهرسازی–، استاندار وقت کهکیلویه و بویراحمد –اسمش یادم نمی یاد- و استاندار بوشهر و … رسیدند.

من خودم را چهره‌ی غیرسیاسی می‌دانم

از میان کاندیدای شهرداری شیراز هم چهره‌های اصلاح طلب بودند و هم چهره‌های اصولگرا و هم چهره‌های غیرسیاسی که من خودم را چهره غیرسیاسی می‌دانستم.

در لحظات آخر اعضای شورا ار حمایت آقای زحمت‌کش منصرف شدند

در لحظات آخر خیلی از اعضای شورا معتقد بودند که شهردار نباید از اعضای شورا باشد به همین خاطر از حمایت آقای زحمتکش منصرف شدند. البته من هم این کار را درست می‌دانم چرا که اگر کسی می‌خواهد از همان ابتدا شهردار شود نباید دیگر در انتخابات شوراها شرکت کند. به نظر من این رفتار غیراخلاقی است چون ما از مردم رای می‌گیریم که بیاییم در شورا؛ اگر بناست شهردار بشویم چرا از مردم رأی می‌گیریم و یک فرصت را از فرد دیگری سلب می‌کنیم مخصوصاً اگر شهردار شدن در همان اوایل شورا صورت گیرد؛ حالا اگر اواسطش باشد -مثل دکتر قادری- فرق می‌کند بالاخره ایشان یک مدت عضو شورا بوده‌اند!

قانون گذار باید اعضای شورا را از شهردار شدن منع کند

به نظر من قانون گذار باید اعضای شورا را از شهردار شدن منع کند. به نظرم قانون‌گذار امتیاز و رانتی را برای اعضای شورا در نظر گرفته است که آنان می‌تواند بدون نیاز به استعفا و انصراف از شورا، کاندیدای شهرداری شوند که اگر شهردار شدند آنوقت از شورا انصراف دهند ولی اگر هم نشدند می‌توانند بدون هیچ محدودیتی دوباره به شورا برگردند!

از بین ۱۱ نفر عضو شورا، ۸ رأی موافق داشتم

من در روز رأی گیری انتخاب شهردار در شورای شهر، از بین ۱۱ نفر عضو شورا، ۸ رأی موافق داشتم که فقط سه نفر به من رأی ندادند؛ که یکی از آنها خود آقای زحمتکش بود که به خودش رأی داده بود و دیگری هم بعدها به من گفت که از لحاظ سیاسی مجبور بودم ولی عقیده‌ام با شما بود و نفر سوم هم آقای دستغیب مخالف بود که بعدها به من گفت من مخالف نبودم و فقط چون شما را نمی‌شناختم رأی ندادم ولی ایشان هم بعدها موافق شده بود.

شب اول که ۸ به ۳ شد می‌خواستم انصراف بدهم

شب اول که ۸ به ۳ شد می‌خواستم انصراف بدهم چون عقیده داشتم که اگر از همان ابتدا در دوستان شورا تردید وجود دارد فعالیت در شهرداری مشکل خواهد بود چرا که من حداقل در این دوره، هیچ اصراری برای شهردار شدن نداشتم؛ من نه خانه‌ی کسی رفتم و نه با احدی صحبت کردم؛ هرکدوم از اعضای شورا صرفاً به محل کارم مراجعه و با من مذاکره می‌کردند.

ادامه دارد …

دیدگاه ها

ثبت نظر

نام:

رایانامه:

متن:

تازه‌ترین اخبار